السيد محمد تقي المدرسي (مترجم: آرام)
23
تفسير هدايت (فارسى)
آتش جهنم سخن آغاز مىكرد به ناگاه يحيى بىتاب شده از نهانگاه خود بيرون مىزد و گريان راه صحرا در پيش مىگرفت . مردم براى يافتن او همه جا را مىگشتند و او را مىيافتند كه به كنار جوى آبى نشسته و سخت مىگريد و با خداى خود راز و نياز مىكند و از او مىخواهد كه به آتش دوزخ گرفتارش نسازد . در حديث شريف آمده است كه ابو بصير گفت از ابو عبد اللَّه عليه السلام در باب اين فقره از آيه پرسيدم كه مىفرمايد : « به او شفقت كرديم » حضرت فرمود : « هر گاه يحيى در دعاى خود مىگفت يا اللَّه ، از آسمان خطاب مىرسيد : لبيك ، اى يحيى حاجت خود بخواه » . [ 14 ] وَ بَرًّا بِوالِدَيْهِ وَ لَمْ يَكُنْ جَبَّاراً عَصِيًّا به پدر و مادر نيكى مىكرد و جبار و گردنكش نبود . او با پدر و مادرش رابطهاى نيكو داشت و به آنان توجه مىكرد . اين سومين صفت از صفات يحيى است . يعنى شفقت ، پرهيزگارى و نيكوكارى . همهء اينها از يك صفت واحد سرچشمه مىگيرند و آن رابطهء مثبت است با پدر و مادر و اجتماع . فرزند سركش را قرآن جبار خوانده و جبار كسى است كه فقط براى خود زندگى مىكند و جز ارضاء هواهاى نفسانى مقصد و مقصودى ندارد . هر كار كه مىكند به مقتضاى شهوت و غضب اوست . همواره خود را از ديگران برتر مىشمارد . ولى يحيى جبار نيست همچنين گردنكش هم نيست . به عبارت ديگر در زندگىاش از عصيان و تمرد / 24 در برابر پدر و مادر و مردم ديگر بيزار است . [ 15 ] وَ سَلامٌ عَلَيْهِ يَوْمَ وُلِدَ وَ يَوْمَ يَمُوتُ وَ يَوْمَ يُبْعَثُ حَيًّا و سلام بر او ، روزى كه زاده شد و روزى كه مىميرد و روزى كه ديگر بار زنده برانگيخته شود . » از چيزهايى كه زكريا براى فرزند خود از خدا طلب كرد اين بود كه گفت « اى پروردگار من او را شايسته و پسنديده گردان » . در اين آيه مىبينيم كه خداى تعالى اين خواست او برآورده ساخته . يحيى سالم زيست و اين سلامت همواره همراه او بود . جامعه او را دوست مىداشت ، خدا او را دوست مىداشت و پس از