الشيخ حسين المظاهري
11
تهذيب نفس از ديدگاه قرآن (فارسى)
عَرَفُوا مِن الْحَقّ » ( مائده / 83 ) « 1 » . وقتى حق را ديدند گريه شوق مىكنند ، و بعد هم با زبان حالشان يا زبان مقالشان مىگويند ، ما طرفدار حق هستيم ، ما مىگشتيم كه حق را ببينيم و اينك حق را يافتهايم ، چرا آن را قبول نكنيم و چرا مطلوب انسانيت را نپذيريم ؟ اينيك ترسيم از جامعه است ، اما ترسيم ديگرى كه قرآن از جامعه و به عبارت ديگر از جامعهاى كه صفت رذيله افراد آن را كوروكر كرده و دل آنها را از آنها گرفته و به سبب صفات رذيله حجابهايى برعقل آنها قرار گرفته ، دارد ، اين است كه مىفرمايد : كار آنها به آنجايى مىرسد كه وقتى حق را ببينند نه تنها گريه شوق نمىكنند ، نه تنها حقخواه و حقجو نيستند ، بلكه حق كشند و حتى اگر نتوانند حق را بكشند حاضرند خود بميرند تا حق رانبينند ؛ « وَاذْ قالُوْا اللّهُمَّ انْ كانَ هذا هُوَالْحَقَّ مِنْ عِنْدِكَ فَامْطِرْ عَلَيْنا حِجارَةً مّنَ السَّماءِ اوِ ائتِنا بِعَذابٍ اليمٍ » ( انفال / 32 ) « 2 » . يك دستهاى گويند : خدايا اگر حق هست نمىتوانم ببينم ، نمىتوانم بشنوم ، سنگى يا آتشى بيايد مرا نابود كند . آنسان كه بعضى مىگويند وقتى پيامبر اسلام ( ص ) به نبوت مبعوث شد مردى برخاست و گفت : اى رسول خدا اين كار كه كردى از جانب خودت بود يا از جانب خداوند ؟ اگر از طرف خودت بود قبول ندارم و اگر از طرف خدا بود نمىتوانم ببينم و بپذيرم . از خدا بخواه سنگى يا آتشى بيايد و مرا نابود كند . آن مرد به جاى اينكه بگويد : اى خدا اگر حق است دلى بده تا آن را بپذيرم ، اى خدا اگر حق است چشمى بده تا آن را ببينم ، گوشى بده تا آن را بشنوم ، و دركى بده تا آن را بفهمم ، به جاى همه اينها مىگويد : اى خدا اگر حق است عذاب دنيا و آخرت را برمن فرود آر . اين يك علت ، براى اين است كه چرا قرآن و اسلام اينقدر به اخلاق اهميت داده
--> ( 1 ) - آنگاه كه آنچه را بر پيامبر نازل شده شنيدند ، مىبينى كه به سبب آنچه از حق دريافتهاند شك ديدگان آنان فرو مىريزد . ( 2 ) - هنگامىكه گفتند : پروردگارا اگر اين حق باشد از آسمان بر ما سنگ ببار ، يا عذابى دردناك برايمان بياور .