الشيخ حسين المظاهري

57

جهاد با نفس (فارسى)

اگر در جنايت بيفتد ، به اينجا مىرسد كه « حجاج بن يوسف ثقفى » وقت خوردن ناهار ، يكى از شيعيان على ( ع ) را مىآورد ، سر مىبريد و مجمعه روى سرش مىگذاشت تا يك قدرى بيشتر دست و پا بزند و قاه قاه مىخنديد . اين دسر غذايش بود ؛ مىگفت لذت مىبرم از اين كه يكى از شيعيان على ( ع ) را بكشم . اين چنين فردى هم حركت دارد ، منتهاى حركتش كجاست ؟ قرآن مىگويد : به طرف جهنم . روايتى از پيغمبر اكرم ( ص ) است كه پيغمبر با جبرئيل نشسته بود ، صداى مهيبى شنيده شد ، اين صدا را جبرئيل و پيغمبر مىشنوند . پيغمبر پرسيد كه اين چه صدايى بود . گفت : سنگى را هفتاد سال قبل در يكى از چاههاى جهنم انداختند ، حالا به ته چاه رسيد ، اين صداى آن بود . استاد بزرگوار ما رهبر عظيم الشأن انقلاب - قدس سره - در بحث اخلاقيشان اين روايت را معنا مىكردند ؛ مىگفتند : معنايش اين است كه كسى مىآيد در اين دنيا ، به جاى كه حركت صعودى كند ، راه جهنم را مىگيرد و جلو مىرود ، به جاى اين كه رابطه‌اش با خدا روز به روز محكم‌تر بشود ، رابطه‌اش با شيطان محكم مىشود و به جاى قوى شدن روح ، جسم و تمايلات و غرايز او قوى مىشود و بدانيد هر كدام از اين تمايلات را كه با او پيش آمديد روز بروز قوىتر مىشود و اين راه جهنم را گرفته و