الشيخ حسين المظاهري
58
جهاد با نفس (فارسى)
حالا مرده است ، بعد از هفتاد سال به ته جهنم رسيده است . مشهور است كه مىگويند يكى از جايى افتاد پائين و مرد ، شب خوابش را ديدند ، گفتند : آقا در چه حالى هستى ؟ گفت : همين مقدار بگويم اينها كه آخوندها مىگويند كه شب اول قبر نكير و منكر مىآيد ، همه دروغ است ؛ من از آن بالا كه افتادم مستقيماً به وسط جهنم رفتم . راست هم مىگفت : براى اينها نكير و منكر هم نيست ، مستقيم به وسط جهنم مىروند . روايت هم همين است ؛ رهبر عظيم الشأن انقلاب خوب معنايش كرده ، حركت نزوليش وسط جهنم است « اليه الرجعى » او به سوى خدا سير مىكند ، اين هم به سوى جهنم ، آن به بهشت مىرسد و ديگرى به جهنم ، اما فرقش اين است : آن كه به جهنم مىرسد حركت انتهاييش است و استكمالش سوختن است ، اما آن ديگرى حركتش سير در ذات خداست ، لذت بردن عاشق از معشوش است ، لذت بردن عبد از مولى ؛ به انتها هم نمىرسد و راستى بايد بگوييم لعنت خدا بر آن كسى كه خود را نشناخته . اميرالمؤمنين مىفرمود : « كفي بالمرء جهلًا ان لايعرف قدره » « 1 » . از جهالت شخص همين اندازه بس كه ارزش خود را نشناسد . و ما خود نمىشناسيم . راوى مىگويد كه خدمت اميرالمؤمنين ( ع )
--> ( 1 ) . نهج البلاغه طبع مصر - ج 1 - صفحه 56 .