الشيخ حسين المظاهري
51
جهاد با نفس (فارسى)
اگر يك ذره از اينجا بالاتر بيايم مىسوزم ، همين طور كه پيغمبر ( ص ) سوار براق شد و آنجا رفت كه نمىدانيم كجاست ، انسان نيز وضعيتش چنين است ، وضع تكامليش اين است ؛ نه فقط مىتواند فضا را تسخير كند ، عالم ماده را تسخير كند ، بلكه مىتواند عالم ملكوت را تسخير نمايد ؛ نه تنها ملكوت بلكه مىتواند به جايى برسد كه خدا را بيابد ، نظير آدم تشنه كه تشنگى را مىيابد . شما اگر تشنه شديد چطور تشنگى را مىيابيد ، يك وقت به اينجا مىرسد كه اسمش را عالم فنا مىگذارند ، مىگويد عالم قرب ، عالم لقاء . قرآن بيست و يك جا روى عالم لقاء صحبت كرده كه اصلًا هدف از خلقت انسان هم همين است . انسان اگر توانست اين بعد مادى و حيوانيش را كنترل كند و بعد معنوى را بر بعد مادى غلبه بدهد ، به هر كجا بخواهد مىتواند برسد . بقول آن آقا ، « نمىدانم ، نمىتوانم و نمىشود در قاموس انسان راه ندارد » ؛ معنا ندارد كه يك انسان بگويد نمىشود و نمىدانم . انسان اگر بخواهد ، هم مىشود و هم مىتواند و هم مىداند . شايد آيه امانت معنايش همين باشد كه قرآن شريف مىفرمايد : امانت را به عالم هستى عرضه داديم هيچ كس نتوانست بپذيرد ، هيچ موجودى چه ملك و چه غير ملك نتوانست بپذيرد « و حملها الانسان » ، انسان آن را حمل كرد .