الشيخ حسين المظاهري
47
جهاد با نفس (فارسى)
آخرين مربتهء قرب در اين آيهء شريفه نهفته است . بشر همچنين است ، گاهى سوار براق مىشود ، يعنى اين جنبه مادى و اين تمايلات و غرايز را مركب قرار داده و سير مىكند ؛ سير صعودى كه مرتبهء اول و دومش است و مىتواند با عالم ملكوت تماس بگيرد ، چنان كه قرآن شريف مىفرمايد : « أن الذين قالوا ربنما الله ثم استقاموا تتنزل عليهم الملائكة ألا تخافوا و لا تحزنوا وابشروا بالجنة التي كنتم توعدون . نحن اوليائكم في الحيوة الدنيا و في الاخره » « 1 » يعنى آنها كه مىگويند خدا ، آنهايى كه ايمان دارند و عمل به ايمانشان مىكنند ، راستى مؤمن هستند همين طور كه از دل مىگويند خدا ، و او را قبول دارند ، از نظر عمل هم خدا را قبول دارند استقامت دارند ، مىگويند خدا ، و پابرجايند و ايستادهاند . مىرسد به اينجا كه ملائكه مىآيند و با او حرف مىزنند . ملائكه را مىبيند . آنها مىگويند : ما دوست تو هستيم ، هم در دنيا به فريادت مىرسيم و هم در آخرت . بالاخره سروكار با ملائكه دارد و كمكم از نظر قرآن و روايات اهل بيت و از نظر تجربه مىرسد به جايى كه مىتواند در عالم ملكوت تصرف كند ، تصرف در تكوين نمايد . براى ما هضمش مشكل است اما ديديم كه كردند و شد . « جابر جعفى » يكى از افرادى است كه توانسته تمايلات خود را
--> ( 1 ) . سورهء فصلت - آيات 30 و 31 .