الشيخ حسين المظاهري

435

جهاد با نفس (فارسى)

مجلسى دوم . علامهء مجلسى دوم در زمانى واقع شد و خدمتى به عالم تشيع كرد كه اگر علامه مجلسى نبود ، الان يا شيعه نبود يا صوفيگرى بود يعنى الان ما نبوديم ، الان مرام ما وجود نداشت . بايد گفت افرادى مثل « شيخ بهائى ، محقق كركى ، و از جمله مثل « علامه مجلسى » اينها خودشان را فداى شيعه كردند يعنى شيخ بهائى - عليه الرحمه - از جبل عامل به ايران آمد و به دربار رفت . نشست و برخاست با شاه و امثال شاه براى او خيلى سخت بود . علامه مجلسى - عليه الرحمه - از شاه تعريف مىكرد اما مثل تيرى بود كه به سينهء مباركش مىآمد . در دربار بود اما اين بودن برايش خيلى مشكل بود . همچنين علامه مجلسى اول اما چاره‌اى نبود مىديدند كه سنىگرى رفته و شيعه آمده است مىخواهند شيعه‌گرى را به صوفيگرى مبدل كنند لذا به ناچار به دربار آمدند و اين شيعه‌گرى را تعديل كردند يعنى سنى گريش را بردند ، صوفيگريش را بردند و اين شيعه‌گرى را كه الان در ايران است تحويل ايران دادند . اين كار « علامه مجلسى » است ؛ خدمت او خيلى عالى بود . اگر كتابهاى علامه مجلسى - غير از كارهايش - را الان روى زمين بگذارند تا سقف مىرود . اگر اينها هم نبود خدمت علامه مجلسى و شيخ بهائى و امثال اينها براى اسلام ، براى شيعه خيلى عالى بود . علامه مجلسى اول مىفرمايد : زيارت جامعه از نظر سند و