الشيخ حسين المظاهري
191
جهاد با نفس (فارسى)
برگشت به همين آيه مىكند كه آيه شريفه ، توبهء چهار دسته را پذيرفته نمىداند و اين آيه شريفه يكى از الطاف بزرگ خداست ، چون در آيه چهار زنگ خطر است و زنگ خطر از الطاف خداوند است ، مثلًا هنگامى كه صحنهء خطرناكى جلو بيايد ؛ راديو و تلويزيون است ، براى اين كه اگر دشمن حملهاى بكند ، به شما صدمهاى نخواهد خورد ؛ اين آيه شريفه هم زنگ خطر است و چهار نكته اساسى را به مسلمانها گوشزد مىكند كه عبارتند از : 1 - اگر صفت لجاجت وكلا يكى از صفات رذيله بر دل حكمفرما بشود ، ديگر نمىگذارد انسان كار خير انجام بدهد ، ديگر موفق به توبه نخواهد شد ، مثلًا گاهى كسى غيبت مىكند و اين غيبت را حرام مىداند ، توجيهى هم برايش نمىكند بلكه اقرار هم مىكند كه من غيبت كردم و بد كردم ، اين قابل جبران است يعنى چنين كسى وقتى پشيمان شود و به راستى ناراحت شود ، توبهاش هم قبول مىشود ؛ اما گاهى روى گناه توجيه مىكند مثلًا غيبت مىكند ، به او مىگويند غيبت مكن . مىگويد : اين صفتى را كه مىگويم در او هست ، او واجب الغبيه است ، جائز الغيبه است ، بايد غيبتش را كرد . بديهى است كه او ديگر موفق به توبه نمىشود ، خودش را اصولًا گنهكار نمىداند تا توبه بكند ، مانند اين است كه كسى - العياذ بالله - سرطان دارد ، معلوم است كه اگر اول متوجه بشوند قابل پيشگيرى و جبران است ، اما وقتى كه در خون ، يا در گوشت و پوست ريشه دواند ، آن وقت قابل جبران نيست .