سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
52
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى)
آنچه را كه مؤخّر بوده مقدّم بياورى و مؤخّر كنى آنچه را كه مقدّم نمودهاى و ظاهر عبارت مصنّف بر مثل : عادات السّادات اشرف العادات صادق است درحاليكه اينمثال از افراد صنعت عكس نميباشد و بهرصورت عكس داراى انحاء و اقسامى است : الف : آنكه بين يكى از دو طرف جمله و مضافاليه آن ظرف عكس واقع شود مانند : عادات السّادات سادات العادات ( عادتهاى بزرگان بزرگ عادتها ميباشند ) . در اينمثال كلمه [ عادات ] يكى از دو طرف كلام بوده و سادات مضافاليه آن مىباشد و بين ايندو عكس واقع شده يعنى عادات را ابتداء بر سادات مقدّم آورده و سپس سادات را بر عادات مقدّم نمودهايم . ب : آنكه بين متعلّق دو فعل كه جمله آمدهاند عكس واقع شده باشد مانند آنچه در فرموده حقتعالى آمده : يخرج الحىّ من الميّت و يخرج الميّت من الحىّ ( خداوند متعال از مرده زنده بيرون مىآورد و از زنده مرده را خارج ميسازد ) . در اين مثال كلمه [ الحىّ ] و [ الميّت ] متعلّق هستند به [ يخرج ] كه در دو جمله واقع شده در جمله اوّل [ حىّ ] بر ميّت مقدّم گرديده و در جمله دوّم [ ميّت ] بر [ حىّ ] مقدّم گرديده است . ج : آنكه بين دو لفظ كه دو طرف جمله قرار گرفتهاند عكس واقع شود مانند آنچه در فرموده حقتعالى آمده است : لا هنّ حلّ لهم و لا هم يحلّون لهنّ ( ايشان براى آنها حلال نبوده و آنها نيز براى ايشان حلال نيستند ) .