سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
43
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى)
كلمه [ نجد ] فعل مضارع مجزوم است بنابراينكه جواب باشد براى امر يعنى [ اقترح ] و آن از مادّه [ اجاده ] به معناى تحسين و نيكو نمودن چيز مىباشد . و كلمه [ اطبخوا ] يعنى بدوزيد . شاهد در اينستكه خياطت و دوختن جبّه بلفظ [ طبخ ] ذكر شده زيرا در مصاحبت و همراهى طبخ طعام واقع شده است . و نظير اينمثال است مثال ديگر و آن عبارت است از : تعلم ما فى نفسى و لا اعلم ما فى نفسك ( آنچه در نفس من است تو ميدانى ولى من آنچه در نفس تو است نمىدانم . شاهد در اينستكه بر ذات حقتعالى [ نفس ] اطلاق شده زيرا در صحبت و همراهى [ نفسى ] واقع شده است . و قسم دوّم يعنى وقوع مقدّر مانند فرموده حقتعالى : و قولوا آمنّا باللّه و ما انزل الينا تا آنجا كه فرموده صبغة اللّه و من احسن من اللّه صبغة و نحن له عابدون ( بگو ما ايمان به خدا و آنچه به ما نازل شده آورديم تا . . . رنگآميزى خدا استكه بما مسلمانان رنگ فطرت و ايمان بخشيده و هيچ رنگى خوشتر از ايمان به خداى يكتا نيست و ما او را پرستش ميكنيم ) . كلمه [ صبغة اللّ ] مصدر يعنى مفعول مطلق است چه آنكه اين كلمه بر وزن [ فعله ] بوده و از مادّه صبغ همچون [ جلسه ] از مادّه جلس و آن حالتى است كه رنگ بر آن واقع مىشود . و بهرصورت مصدر مزبور مؤكّد آمنّا باللّه است يعنى مفعول مطلق تأكيدى مىباشد و بدين ترتيب تقدير [ صبغة اللّه ] تطهير اللّه مىباشد چه آنكه