سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

37

توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى)

كلمه [ ما يدلّ ] فاعل است براى [ يجعل ] و عبارت [ اذا عرف ] متعلّق است به [ يدلّ ] و [ روى ] عبارتست از حرفى كه اواخر ابيات يا فقرات را بر آن بناء مىكنند و تكرار آن در هريك از بيت و فقره لازم است . تنبيه مصنّف قيد [ اذا عرف الرّوى ] را بخاطر اينجهت در كلام آورد كه برخى از افراد ارصاد هستند كه عجز در آنها معلوم نيست و جهتش آن استكه حرف روى معلوم نمىباشد مانند آنچه در فرموده حقتعالى آمده : و ما كان النّاس الّا امة واحدة فاختلفوا و لو لا كلمة سبقت من ربك لقضى بينهم فيما فيه يختلفون . يعنى : مردم يك طائفه و دسته بيشتر نبودند پس بعد از آن گروه گروه گرديدند و اگر كلمه‌اى كه از حقّ سبقت يافته در ازل نمىبود البتّه اختلافشان خاتمه مىپذيرفت . در اين آيه شريفه اگر معلوم نباشد كه حرف روى [ نون ] است بسا توهّم مىشود كه عجز عبارت [ فيما فيه اختلفوا ] يا [ اختلفوا فيه ] بايد آورده شود ، پس منشاء مجهول بودن عجز ، جهل به حرف روى مىباشد . و بهرصورت ارصاد در فقره مانند آنچه در فرموده حق‌تعالى آمده : و ما كان اللّه ليظلمهم و لكن كانوا انفسهم يظلمون ( خداوند به ايشان ظلم نمىكند ولى خود ايشان هستند كه به يكديگر ظلم مىكنند ) . شاهد در [ ليظلمهم ] است كه ارصاد بوده و در فقره واقع شده است چه آنكه بواسطه آن پىمىبريم عجز جمله [ يظلمون ] مىباشد .