سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
359
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى)
در اين بيت و ابيات قبل از آن شاعر الحاق خود به دوستان كوچكنندهاش و نيز طلوع خورشيد صورت محبوب از جانب هودج در تاريكى شب را توصيف نموده و سپس آن را بزرگ و امر عجيب و غريب تلقى كرده و به جهت عروض حالت تحيّر و سرگردانى خود را به تجاهل زده و گفته است : آيا اين امر خيالات است كه در خواب مىبينم يا آنكه يوشع در ميان اين شترسواران مىباشد كه پس از غروب دوباره خورشيد طلوع كرده است . بنابراين ابو تمام در اين شعر به قصّه يوشع عليه السّلام و تقاضاى او از حقتعالى نسبت به توقّف شمس اشاره نموده و اين قصّه بنا بر روايت ذيل چنين مىباشد : روايت است كه يوشع بن نون طبق امر حقتعالى با جبّارين به قتال و كارزار پرداخت و آن در روز جمعه اتّفاق افتاد در اين معركه قتال وقتى طرفين به هم درآويختند تا غروب آفتاب حرب و مصاف ادامه يافت و وقتى غروب شد يوشع ترسيد پيش از فراغ ز حرب و تمام كردن كار دشمن خورشيد غايب شده و روز منقضى گشته بدين ترتيب شنبه كه قتال در آن حرام است فرارسد لذا از خداوند خواست كه خورشيد را برگرداند تا از جنگ فارغ شود پس غروب حاصل شود . و نيز مانند قول ابو تمام طائى : لعمرو مع الرّمضاء و النّار تلتظى * ارق و احفى منك فى ساعة الكرب يعنى : همانا عمرو با زمينى كه بواسطه حرارت خورشيد و آتش شعلهور گرم شده مهربانتر است از تو با ما در ساعتى كه غمگين و اندوهناك مىباشيم .