سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
332
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى)
آنكه : تمام مطالب و امورى كه ذكر نموديم در وقتى است كه بدانيم دوّمى از اوّلى اخذ شده يعنى براى ما محرز و روشن باشد كه قائل دوّم كلام و سخن قائل اوّل را در وقت نظم ابيات حفظ داشته و بنوعى آن را منشاء سخن خود قرار داده است يا خود او خبر دهد كه كلامش را از سخن قائل اوّل اخذ نموده ولى در غير ايندو صورت نميتوان حكم كرد كه كلام وى مأخوذ از كلام اوّلى است و مجرّد اتّفاق آن دو دليل بر اخذ و سرقت نمىباشد زيرا ممكنست دو كلام برحسب اتّفاق از حيث لفظ و معنا يا در خصوص معنا با هم متّفق و متّحد شده باشند بدون اينكه نسبت به اخذ و سرقت كوچكترين قصدى صورت گرفته باشد چنانچه از ابن ميّاده نقل شده است كه بيتى را انشاء نموده و آن را به خود نسبت داد و آن بيت اينست : مفيد و متلاف اذا ما اتيته * تهلّل و اهتز اهتزاز المهنّد يعنى : نفس من بسيار تحصيلكننده مال و اتلافكننده آن است و هرگاه نزد او بيائى خوشوقت شده و از شدّت نشاط و خوشحالى به حركت مىآيد بنوع حركت تيغ هندى . بوى گفته شد : اين يذهب بك ( در اشتباه هستى واو اين ادّعايت صحيح نيست ) . بلكه بيت مذكور از لحطيئه شاعر مىباشد . او اظهار كرد : الآن دانستم كه من شاعر هستم زيرا كلام من با گفته لحطيئه