سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
300
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى)
از اخذ را اغاره و مسخ خوانند و آن از سه حال خارج نيست : الف : آنكه كلام دوّم ابلغ از اوّل باشد زيرا فضيلتى در آنست كه در اوّلى نيست در اين صورت اخذ ممدوح مىباشد همچون قول بشّار : من راقب النّاس لم يظفر بحاجته * و فاز بالطيبات الفاتك اللّهج و قول سلم : من راقب النّاس مات غمّا * و فاز باللّذة الجسور ب : آنكه كلام دوّم پستتر از كلام اوّل باشد ، در اين صورت اخذ مذموم است همچون قول ابى تمام : هيهات لا يأتى الزّمان بمثله * انّ الزّمان بمثله لبخيل و قول ابى الطّيب : اعدى الزّمان سخاوه فسخا به * و لقد يكون به الزّمان بخيلا شارح گويد : و اگر اخذ به اين طرز بود كه قائل تمام الفاظ كلام ديگرى را اخذ و سرقت كرده باشد منتهى در نظم الفاظ تغييرى داده يا صرفا برخى از الفاظ را از ديگرى گرفته نه تمامش را اين نوع از اخذ و سرقت را اصطلاحا اغاره و مسخ خوانند و آن از سه حال خارج نيست : يا كلام دوّم ابلغ از اوّل بوده يا پستتر و يا مثل و در عرض آن مىباشد : پس اگر كلام دوّم ابلغ از اوّل باشد مثل اينكه واجد فضيلتى است كه در كلام اوّل يافت نميشود همچون حسن سبك يا اختصار و يا ايضاح و يا زيادى كلام دوّم مقبول و ممدوح مىباشد مانند قول بشّار : من راقب النّاس لم يظفر بحاجته * و فاز بالطّيبات الفاتك اللّهج