سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
289
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى)
غرض عامّ بوده كه بهيچيك اطلاق سرقت و اخذ نميتوان نمود . ب : اگرچه دو كلام با شرحى كه داده شد در وجه دلالت با هم اتّفاق دارند ولى اينطور نيست كه عامّه مردم در انتقال از كلام بغرض با هم مساوى باشند بلكه ميتوان در اين نوع از وجه دلالت و نحو آن ادعاى سبق و زياده كرده يعنى ممكنست بين دو سخنور حكم به تفاضل و تفاوت كرده يكى را از ديگرى اكمل دانسته و كلام دوّمى را مثلا زائد بر اوّل يا ا حيانا انقص از آن قرار داد . البتّه اتّفاق در اينفرض از مصاديق سرقت و اخذ محسوب مىشود و بايد توجّه داشت كه اينقسم ( قسمى كه عامّه مردم در معرفت وجه دلالت كلام بر غرض مشترك نيستند ) خود بر دو نوع است : 1 - آنكه فى نفسه خاصّى و غريب بوده باينمعنا كه از شنيدن كلام در به دو امر بغرض منتقل نميشويم مگر پس از فكر و تأمل . 2 - آنكه عامى بوده و همگان از شنيدن كلام به غرض منتقل ميشوند منتهى در آن تصرّفى شده كه از صورت ابتذال خارج و به غرابت كشيده شده است چنانچه در باب تشبيه و استعاره گذشت و در آنجا گفتيم تشبيه و استعاره به دو قسم يعنى خاصّى و مبتذل عامى تقسيم مىشوند و عامى نيز خود بر دو قسم است : عامى كه بر ابتذالش باقى مانده و عامى كه بواسطه تصرّف در آن از ابتذال خارج و به غرابت كشيده شده است . شرح فارسى : توضيح خلاصه گفتار مصنّف و شارح اينستكه :