سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
273
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى)
را سجع قرار دهيم هيچ نيازى به اين شئ پيدا نكرده و سجع بدون آن حاصل مىشود . كلمه [ روى ] يا از [ رويت الحبل ] به معناى تافتم ريسمان را بوده چه آنكه بوسيله اين حرف بين ابيات جمع مىشود همانطوريكه تافتن و پيچيدن بين طاقهها و رشتههاى ريسمان جمع مىنمايد . و يا از [ رويت على البعير ] مأخوذ مىباشد و آن را زمانى به كار برده كه [ رواء ] يعنى ريسمانى را كه به آن بارها را مىبندند بر شتر محكم نمايند . و مقصود از [ فاصله ] حرفى است كه در فواصل فقرات به جاى حرف روى در قوافى ابيات قرار مىگيرد . كلمه [ ما ليس بلازم ] در عبارت مصنّف فاعل است براى [ يجئ ] . نقد شارح بر بعضى برخى گفتهاند : شايسته بود مصنّف عبارت را اينطور مىآورد : ان يجئ قبل الرّوى او ما فى معناه من الفاصلة ما ليس بلازم فى السجع او القافية زيرا مقصود مصنّف از [ سجع ] فواصل بوده لذا مناسب با اين معنا عبارت مذكور بوده و حاصل آن اين مىشود كه : صنعت مذكور آنست كه پيش از حرف روى يا آنچه در معناى آن است يعنى فاصله چيزى را بياورند كه در سجع واقع در فواصل يا در قافيهاى كه در شعر بوده نيازى به آن نباشد و بدين ترتيب عبارت مذكور با اينكلام مصنّف كه گفته :