سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

158

توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى)

و از جمله وجوه معنوى صنعت استتباع است و آن عبارت است از اينكه بواسطه شيئى مدح صورت گيرد كه مستلزم مدح به چيز ديگر باشد هم چون قول ابو الطّيب متنبى : نهبت من الاعمار ما لو حويته * لهنيّت الدّنيا بانّك خالد يعنى : در جنگ و ستيز از زندگانىها و عمرهاى كشتگان عمرهائى را به غارت برده‌اى كه اگر آنها را جمع مىكردى هرآينه دنيا به تو تهنيت گفته و بشارت مىداد كه در دنيا مخلّد و جاودان خواهى ماند . در اين بيت شاعر ممدوح را بمنتهاى شجاعت مدح كرده چه آنكه كثرت كشتگانى كه بدست وى مقتول واقع شده‌اند را بحدّى دانسته كه عمرهاى آنها اگر به ارث بوى برسد هرآينه در دنيا براى هميشه خواهد ماند و بديهى است كه اين نحو از مدح مستلزم آنست كه وى را اينطور نيز مدح كند : او سبب براى صلاح دنيا و نظام آن مىباشد زيرا به كسى تهنيت گفته نميشود مگر آنكه آن شئ بواسطه‌اش تهنيت صورت گرفته داراى فائده‌اى باشد پس فائده مخلّد بودن ممدوح در دنيا حتما بايد از اين جهت باشد كه بسبب صلاح و نظام دنيا خواهد بود . على بن ربعى مىگويد : در اين بيت دو وجه ديگر از مدح وجود دارد به اين شرح : الف : ممدوح اعمار و زندگىها را به غارت برده نه اموال و ثروت‌ها را زيرا علوّ همت مقتضى اينمعنا است و اين امر از اختصاص دادن اعمار به ذكر و اعراض از اموال فهميده مىشود با اين‌كه غارت و نهب تعلّقش به اموال شايسته‌تر مىباشد و بلغاء تخصيص دادن اعمار و اعراض