سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

15

توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى)

فمذا غبّر العيش الاخضر ، و ازوّر المحبوب الاصفر ، اسود يومى الابيض ، و ابيض فودى الاسود ، حتّى رثى لى العدوّ الازرق ، فيا حبّذا الموت الاحمر . پس از هنگامى كه زندگانى بانشاط تيره و تار شد ، و محبوب زرد گونه دور گرديد ، و نيز از زمانيكه روز روشن و حال خوش من مبدّل به تاريكى و هموم و غموم گرديد و مويهاى سياه دو طرف سر من سفيد شد تا جائى كه دشمن من بحالم رقّت كرد ديگر بايد بگويم اى مرگ سخت و شديد مرا درياب . شاهد در [ ازورّ المحبوب الاصفر ] استكه معناى قريب آن انسانى است كه رخسارش زرد باشد ولى متكلّم از آن معناى بعيدش يعنى طلاى زرد رنگ را اراده كرده است لذا بدينوسيله توريه تحقّق مىيابد . سپس شارح مىگويد : برخى پنداشته‌اند اگر در كلامى بين الوانى چند جمع شده بود در هريك از الوان توريه به كار رفته است يعنى از آن معناى بعيدش اراده شده است ولى اين توهّمى بيش نيست و بايد بگوئيم : جمع بين الوان چنين اقتضائى ندارد بلكه در يكى از الوان كه توريه به كار رفته باشد كفايت مىكند . شرح فارسى : توضيح قوله : طباق الايجاب : مقصود از آن اينست كه معناى دو لفظ متقابل و متضاد مثبت و موجب باشد مانند تمام مثالهاى گذشته . قوله : و لكن اكثر النّاس لا يعلمون الخ : آيه ( 6 ) از سوره