سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

73

قواعد صرف و نحو و روش تجزيه و تركيب (فارسى)

به جمع منتهى الجموع معروف است و آن يا بر وزن مفاعل بوده همچون : مساجد و يا بر وزن مفاعيل مىباشد نظير : مصابيح و دنانير . اين سبب از اسبابى است كه قائم مقام دو سبب بوده و خود به تنهائى اسم را غير منصرف مينمايد . 3 - تأنيث : از دو حال خارج نيست : الف : آنكه علامت تأنيث الف ممدوده و مقصوره باشد . ب : آنكه علامت تأنيث تاء بوده يا مؤنّث معنوى باشد . در صورت اوّل همين يك سبب كافى بوده و اسم را بواسطه نيابتش از دو سبب غير منصرف مينمايد مانند دو كلمه « حمراء » و « حبلى » . در صورت دوّم اگر با علميّت جمع شود همچون « طلحة » يا تاء نداشته و مؤنّث معنوى بوده ولى بيش از سه حرف داشته باشد نظير « مريم » يا اگر سه حرفى است حرف وسطش متحرك باشد همچون كلمه « سقر » يعنى دوزخ و يا اگر متحرك نيست عجمى باشد مانند « جور » اسم در تمام اين صور غير منصرف مىباشد . 4 - عدل : مقصود آنست كه اسمى از صيغه اصليّه خود خارج و به هيئت ديگرى در آيد . اين سبب با وصف جمع مىشود مانند كلمه « اخر » در مثال : مررت بنسوة اخر زيرا اصل آن آخر به صيغه مفرد مذكّر بوده چون اسم تفضيل وقتى با كلمه « من » استعمال شد پيوسته لازم است مفرد مذكّر بيابد . 5 - تعريف : اسباب تعريف اسم هفت تا است به اين شرح : اضمار ، اضافه ، دخول الف و لام ، موصول ، اشاره ، علم ، نداء . هيچكدام از اين اسباب هفت‌گانه سبب غير منصرف شدن اسم نشده مگر علميّت ، بنابر اين مقصود از تعريف صرفا علميّت است و آن وقتى با يكى از اسباب ديگر عدم صرف جمع شد اسم را غير منصرف مىنمايد : 6 - الف و نون زائده : و آن دو حرفى است كه در اسم ، زائد بر اصل آن بوده و از