سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

72

قواعد صرف و نحو و روش تجزيه و تركيب (فارسى)

نيز قبول نكند مانند كلمات احمد و مساجد و آخر . وجه غير منصرف شدن اسم در وجه غير منصرف شدن اسم فرموده‌اند : هرگاه اسمى به فعل شباهت پيدا نمايد غير منصرف مىشود . توضيح در فعل دو امر خلاف اصل وجود دارد : 1 - نيازش بفاعل چه آنكه اصل در هر كلمه آنست كه احتياج به غير خود نداشته باشد . 2 - اشتقاقش از مصدر زيرا اصل در هر كلمه آنست كه خود اصل برأسه و مستقلى باشد نه آنكه از لفظ ديگر اخذ شده باشد . حال در هر اسمى دو خلاف اصل وقتى جمع شد از اين نظر بفعل شبيه شده پس همچون فعل از قبول جرّ و تنوين بايد ممنوع باشد لذا نه سبب كه تمام بر خلاف اصل هستند وجود دارد كه هرگاه دو تا از نه امر يا امرى كه قائم مقام دو تا است در اسم جمع شد اسم به فعل شبيه شده و اصطلاحا غير منصرف خوانده مىشود يعنى غير قابل صرف و مقصود از « صرف » تنوين تمكن مىباشد . اسباب نه‌گانه منع صرف اسباب نه‌گانه عبارتند از : عجمه ، جمع ، تأنيث ، عدل ، معرفه ، الف و نون زائده ، تركيب ، وزن فعل و صفت . 1 - عجمه : مقصود اسمى است كه غير عربى باشد اين سبب با علميت جمع شده و اسم را غير منصرف مينمايد بشرطيكه از سه حرف بيشتر باشد همچون : ابراهيم . 2 - جمع : مقصود از آن هر جمعى است كه فوق آن جمع بسته نشود كه اصطلاحا