سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
53
قواعد صرف و نحو و روش تجزيه و تركيب (فارسى)
و جهت عدم جواز تقديم اينستكه كلمه « ما » بر سر آنها واجد صدارت است از اينرو معمول ممتنع است بر آن مقدّم گردد . تبصره در خبر « ليس » اختلاف است ، برخى تقديم آن بر « ليس » را ممنوع دانسته چنانچه كوفيّون و مبرّد و ابن السّراج چنين گفتهاند و بعضى ديگر آن را جايز مىدانند همچون اهل بصره و ابن برهان و فرّاء و زمخشرى و ابن عصفور . 6 - گاه باشد كه افعال مذكور تامّه بوده و نيازى بخبر ندارند و آن در غير فتى و ليس و زال مىباشد مشروط باينكه مضارع « زال » يزال فرض شود نه « يزول » . 7 - گاهى لفظ « كان » زائد واقع مىشود و موارد زائد بودن آن بقرار ذيل است : 1 - بين ما و فعل تعجّب . 2 - بين موصول و صله . 3 - بين صفت و موصوف . 4 - بين فعل و مرفوعش . 5 - بين مبتداء و خبر . 6 - بين جار و مجرور . 8 - گاهى « كان » را با اسم حذف كرده و خبرش را باقى مىگذارند چنانچه بعد از « ان » و « لو » شرطيه اين امر بسيار اتّفاق مىافتد مانند : الناس مجزيّون باعمالهم ان خيرا فخير . كه در اصل ان كان عملهم خيرا بوده است . 9 - گاهى « كان » را با اسم و خبرش مجموعا حذف مىكنند و عوض از آنها كلمه « ما » را بعد از « ان » شرطيه مىآورند مانند : افعل هذا امّا لا كه در اصل ان كنت لا تفعل غيره بوده است .