سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
87
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى)
صارفه است و اينقرينه ممكنست يكى از سه چيز باشد : الف : امر واحد چنانچه در رأيت اسدا يرمى اينطور است زيرا قرينه آن [ يرمى ] بوده و آن امر واحدى است . ب : بيش از امر واحد يعنى دو يا چند امر كه هركدام براى قرينه بودن صلاحيّت دارند مانند آنچه در قول شاعر آمده : و ان تعافوا العدل و الايمانا * فانّ فى ايماننا نيرانا يعنى : و اگر آن جماعت از عدالت و ايمان گريزان باشند ، پس بدرستيكه در دست راست ما شمشيرهائى چند بوده كه در تيزى و درخشندهگى همچون شعلههاى آتش مىباشند . شاهد در اين استكه [ تعافوا ] تعلّق دارد بهريك از [ عدل ] و [ ايمان ] و اين تعلّق قرينه است براينكه مراد از [ نيران ] سيوف مىباشد زيرا تعلّق مزبور دلالت مىكند براينكه جواب شرط [ تحاربون ] و [ تلجاؤن الى الطاعة بالسّيوف ] مىباشد . ج : آنكه قرينه عبارت باشد از معانى متعدّدى كه با هم ملتئم و تركيب شدهاند بطوريكه بعضى از آنها ببرخى ديگر مرتبط مىباشد و تمام آنها اجتماعا قرينه هستند نه هركدام به تنهائى . و با اين توضيح معلوم شد كلام آنان كه پنداشتهاند كلام مصنّف كه گفته [ او اكثر ] شامل [ او معان ] كه بعدا گفته مىشود از اينرو صحيح نيست [ او اكثر ] را مقابل و قسيم آن قرار دهد . فاسد و قابل اعتماد نيست و بهرتقدير مثال موردى كه قرينه عبارت باشد از معانى متعدّدى كه با هم ملتئم شده باشد قول ابى عباده بخترى است كه ميگويد :