سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

88

توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى)

و صاعقة من نصله تنكفئ بها * على ارؤس الاقران خمس سحائب يعنى بسا آتش سوزان و شعله‌ورى كه از دم تيزى شمشير او است و مىريزد آن آتش را بر سرهاى اقران و امثال او در شجاعت پنج انگشتى كه همچون ابر با سخاوت و بخشش مىباشند . كلمه [ نصل ] دم شمشير را گفته و ضمير مجرورى در [ نصله ] به سيف راجع بوده و مقصود سيف و شمشير ممدوح مىباشد . و لفظ [ تنكفئ ] از انكفاء به معناى انقلاب بوده و [ باء ] در [ بها ] به معناى تعديه است و معناى مصراع اوّل اينستكه : ربّ نار من حدّ سيفه يقلبها ( بسا آتشى كه از دم تيزى شمشير او است و مىريزد آن آتش را ) . و منظور از [ خمس انامل ] و بند انگشتان پنجگانه ممدوح است كه در جود و گسترش عطايا همچون ابرها مىباشند . يعنى اين انگشتان در ميدان حرب آتش سوزان را بر سر اقران ريخته پس ايشان بواسطه آن هلاك ميشوند . شاهد در اينستكه شاعر وقتى [ سحائب ] را استعاره براى انامل و انگشتان ممدوح آورده لازم ديد بعنوان قرينه ( صاعقه ) را نيز آورده و بيان كند كه در آنجا آتش و برق نيز وجود دارد و متذكر شده كه اين آتش از دم تيز شمشير ممدوح مىباشد ، پس از آن گفته [ على ارؤس الاقران ] و سپس افزوده است [ خمس ] يعنى عددى را آورده كه آن عدد انگشتان مىباشد ، پس از مجموع اين قرائن ظاهر مىشود كه وى مقصودش از [ سحائب ] انگشتان است .