سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
45
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى)
از استعمال آن را به معناى اصلى كه حيوان درّنده باشد تشبيه نمودهايم ، پس لفظ مشبّهبه ( حيوان درّنده ) را در مشبّه ( رجل شجاع ) به كار بردهايم . و بهرحال استعاره بمعنائى كه ذكر شد استعاره اسمى است يعنى به نفس لفظ آن را اطلاق نمودهايم لذا در مثال مزبور به لفظ [ اسد ] اين نام اطلاق شده . و بسا استعاره را بر فعل متكلّم يعنى استعمال اسم مشبّهبه در مشبّه اطلاق مىكنند ، بنابراين استعاره معناى مصدرى به خود گرفته و اشتقاق از آن صحيح مىباشد . و بهرصورت نتيجتا بايد گفت : مشبّهبه و مشبّه عبارتند از مستعارمنه و مستعارله و لفظ مشبهبه را مستعار خوانند زيرا بمنزله لباسى است كه از ديگرى عاريه كرده و به شخص پوشاندهايم . مثال مجاز مرسل قبلا گفتيم مجاز مرسل آنست كه علاقه مصححهاش غير مشابهت باشد مانند لفظ [ يد ] كه براى عضو مخصوص وضع شده و آن را در نعمت استعمال كنيم زيرا [ يد ] بمنزله علّت فاعلى براى نعمت است چون نعمت از دست صادر و خارج شده و به شخص مورد نيّت و نظر مىرسد پس بين دست و نعمت شباهتى وجود ندارد . و همچنين مانند استعمال [ يد ] در قدرت چه آنكه غالب اشيائى را كه صاحب قدرت ابراز و آشكار مىكند بواسطه يد بوده و به توسّط آن افعال حاكى از قدرت صورت ميگيرد مانند ، زدن ، جدا نمودن و گرفتن