سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
296
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى)
كنايه از سخاوت وجود آن شخص مىباشد . قوله : و مثل هذا فى الكلام الخ : مشاراليه [ هذا ] عدم اراده معناى حقيقى بخاطر عدم وجودش مىباشد . قوله : و ههنا بحث الخ : اين عبارت جواب است از سؤال مقدّر و توضيح آن ذيلا نقل مىشود : سئوال و جواب تعريفى كه مصنّف براى كنايه نمود جامع افراد نيست زيرا شامل كنايهاى كه اراده معناى حقيقى در آن ممتنع است نمىشود . شارح در جواب مىگويد : در اينجا بحث و فائدهاى استكه مىبايد بر آن تنبيه نمود و حاصل آن اينستكه : در تعريف قيد حيثيّت معتبر و ملحوظ است ، بنابراين مقصود از : الكنايه لفظ اريد به لازم معناه مع جواز ارادته معه من حيث انّ اللفظ كناية . امّا از حيث خصوص ماده بسا اراده معناى حقيقى در آن ممتنع است زيرا مستحيل و غير ممكن مىباشد و خلاصه كلام آنكه : مقصود از [ جواز اراده معناى حقيقى در كنايه ] آنست كه كنايه از حيث كنايه بودن ( يعنى لفظى كه بواسطهاش لازمه معنا اراده شده بدون اينكه قرينه مانع از اراده معناى حقيقى در بين باشد ) با جواز اراده معناى حقيقى منافاتى ندارد . بلى ، اين اراده گاهى ممتنع است در كنايه از حيث خصوص