سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

162

توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى)

در استعاره كه فرع را همچون اصل فرض كرده و آنچه بر اصل جارى است بر آن مترتب مىكنند و وجه اولويّت بناء در استعاره آنست كه اساسا از مشبّه در آن بعنوان مشبّه‌به ياد نمىكنند بلكه كلام را از آن خالى مىآورند به طوريكه صحبت را پيرامون مشبّه‌به مطرح مينمايند بدون اينكه نامى و اسمى از مشبّه بميان آورده شود . ولى در برخى از اشعار عجم از تعجّب نمودن نسبت به تصريح بادات تشبيه نهى شده و حاصل اين نهى آنست كه شاعر عجم گفته است : از كوتاهى گيسوان او تعجّب نكنيد زيرا گيسوانش همچون شب و صورتش مانند بهار است و شب در فصل بهار به كوتاه شدن مايل است . پرواضح است آنچه به كوتاهى مايل مىشود شب حقيقى مىباشد و از كوتاهى شب حقيقى در فصل بهار نبايد تعجّب كرد حال چون شاعر تشبيه را فراموش نموده و ادّعاء كرده گيسوانش نفس ليل حقيقى است و صورتش نفس فصل بهار است لاجرم از تعجّب نمودن نسبت به كوتاهى گيسوان كه شب حقيقى در فصل بهار است نهى نموده پس شاعر عجم در اين كلام بناء بر فرع گذارده و آنچه با آن مناسبت دارد را ذكر كرده در حالى كه باصل نيز معترف است بدليل آنكه بادات تشبيه يعنى كاف تصريح نموده است . البتّه اينمعنا مشتمل است بر غرابت و ملاحت بطوريكه بر صاحبان ذوق مخفى نمىباشد . شرح فارسى : توضيح قوله : لانّه قد طوى فيه ذكر المشبه اصلا : ضمير در [ لانّه ]