سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

106

توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى)

صاحبش برگردد . كلمه [ قربوس ] جلو زين را گويند ، و شكيم آهنى را گويند كه در دهان اسب انداخته و از دو طرفش متّصل بعنان مىباشد . شاهد در اينستكه شاعر هيئت وقوع عنان روى قربوس زين در حالى كه كشيده شده تا دهان اسب را به كيفيّت و هيئت وقوع جامه از دو سر زانو شخص محتبى درحاليكه كشيده شده به دو طرف پشت وى تشبيه نموده و سپس [ احتباء ] كه عبارتست از جمع نمودن بين پشت و دو ساق پا بوسيله جامه و يا غير آن را براى وقوع عنان در قربوس زين استعاره آورده و اين استعاره غريب است زيرا تشبيه در آن غريب و بعيد مىباشد . و گاهى غرابت بواسطه تصرّف نمودن در استعاره عاميّه حاصل مىشود چنانچه در قول شاعر آمده : اخذنا به اطراف الاحاديث بيننا * و سالت باعناق المطّى الاباطح يعنى : شروع كرديم بانواع سخنان در بين خود و در اينحال رودخانه و مسيل آب گردن‌هاى شتران راهوار را روان ساخت . كلمه [ اباطح ] جمع [ ابطح ] بوده يعنى مسيل آب كه در آن ريگ هاى ريز مىباشد . شاهد در اينستكه شاعر سيلان سيول و جريان آب‌ها را كه در رودخانه واقع ميشوند براى سير و حركت شتران كه در كمال سرعت بوده و مشتمل بر نرمى و روانى خاصّى است استعاره آورده و وجه شبه در آن ظاهر و مبتذل بوده منتهى شاعر به نحوى در آن تصرّف كرده كه مفيد لطف و معطى غرابت گرديده است زيرا فعل يعنى [ سالت ] را به اباطح نسبت داده نه مطى و گردن‌هاى آنها حتّى اسناد مزبور مفيد اينمعنا است