سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
359
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى)
اقوى و محكمتر مىباشد اگرچه جمله [ افانتم شاكرون ] باعتبار اسميه بودن براى ثبوت مىباشد . و وجه ادلّ بودن جمله اوّل از دوّم آن است كه كلمه [ هل ] نسبت به فعل طلبش از ( همزه ) بيشتر مىباشد لذا دلالت ترك فعل با [ هل ] بر كمال عنايت بحصول معناى متجدد بيشتر از دلالت ترك آن با همزه مىباشد و همين شدت طلب هل نسبت بفعل و اقوى بودنش از همزه سبب شده كه جمله [ هل زيد منطلق ] حسنى نداشته باشد مگر آنكه آن را شخص بليغ بگويد چه آنكه وى به چنين جملهاى قصد دلالت بر ثبوت نموده و غرضش از آوردن آن اينست كه معناى متجددى كه به زودى در خارج تحقق مىيابد را در معرض وجود و ثبوت نشان دهد . شرح فارسى : قوله : كما ذكر فيما سبق : مقصود عبارت سابق است كه گفت : و هل لطلب التصديق فحسب . قوله : اظهر : يعنى اظهر من زمانيّة غيره كالاسم . قوله : فانّه انّما يدلّ عليه حيث يدل : ضمير در [ فانّه ] به اسم راجع بوده و در [ عليه ] به زمان عود مىكند . قوله : بعروضه له : ضمير در [ عروضه ] به زمان و در [ له ] به اسم راجع است . قوله : اما اقتضاء تخصيصها المضارع بالاستقبال : ضمير در [ تخصيصها ] به [ هل ] راجع است . قوله : لمزيد اختصاصها بالفعل : ضمير در ( اختصاصها ) به [ هل ] راجع است .