سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
360
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى)
قوله : فظاهر : وجه ظهور اينست كه [ هل ] وقتى فعل مضارع را به زمان استقبال تخصيص داد پس معلوم مىشود بين آن و فعل ارتباط و تعلقى مىباشد چه آنكه فعل مضارع نوعى از مطلق فعل است و پرواضح است چيزى كه با نوع ارتباط دارد با اصل و جنس نيز مرتبط مىباشد . قوله : و اما اقتضاء كونها لطلب التصديق فقط كذلك : مشار اليه [ ذلك ] مزيد اختصاصى هل بفعل مىباشد . قوله : هو الحكم بالثبوت او الانتفاء : مقصود از [ حكم ] ادراك نسبت بوده و از [ ثبوت و انتفاء ] وقوع نسبت و لا وقوعش مىباشد ، بنابر اين معناى عبارت چنين مىشود : تصديق عبارتست از ادراك وقوع يا لا وقوع نسبت حكميه . و ممكن است مراد از [ ثبوت و انتفا ] نفس نسبت حكميه باشد نه وقوع يا لا وقوعش بنابراين معناى عبارت اينست كه : تصديق عبارت است از ادراك نسبت حكميه و عدم آن يعنى ادراك مطابقت آن با خارج و عدم مطابقتش با آن . قوله : الى المعانى و الاحداث : مقصود از [ معانى ] امور قائم به غير بوده و از اينرو عطف [ احداث ] به آن از قبيل عطف تفسير مىباشد . قوله : لا الى الذّوات : مقصود از [ ذوات ] امورى است كه قائم به خود مىباشند همچون جواهر به اصطلاح ارباب معقول . قوله : فهل انتم شاكرون : يعنى حق اينجمله آن بود كه به صورت جمله فعليّه يعنى : فهل تشكرون ، گفته شود منتهى از آوردن فعليّه به اسميّه عدول شده است . قوله : على طلب الشكر : مقصود طلب حصول شكر مىباشد .