سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
350
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى)
مىباشند و در حماسه آمده : سأغسل عنى العار بالسيف جالبا * على قضاء اللّه ما كان جالبا يعنى : به زودى از خود عار و شك را با شمشير بشويم درحالىكه كشانندها باشم بسوى خود حكم خداوند را ، آن حكمى كه در آينده باشد . در آيه اوّل [ داخرين ] حال بوده و عاملش ( سيدخلون ) است كه مستقبل مىباشد و در آيه دوم نيز ( مهطعين ) حالست و عاملش [ تشخص ] است كه آن نيز زمانش استقبال مىباشد و در شعر شاهد در [ جالبا ] اول است كه حال بوده و معذلك عاملش فعل مستقبل يعنى [ سأغسل ] مىباشد و امثال اين شواهد فراوان و بيش از آنست كه بتوان برشمرد . و عجيبتر از گفته اين قائل گفته ديگر او است كه وقتى قول نحاة را شنيده كه مىگويند : صدر جمله حاليّه بايد از علامت استقبال مجرّد و خالى باشد زيرا حال و استقبال بحسب ظاهر با هم تنافى دارند حتى مثال [ يأتينى زيد سيركب ] يا [ يأتينى زيد لن يركب ] جايز نيست . وى از آن اينطور فهميده كه واجب است فعلى كه در حال عمل مىكند از علامت استقبال خالى باشد لذا گفته است تقييد [ هل تضرب ] و ( ستضرب ) و ( لن تضرب ) به حال صحيح نيست و همين گفته نحاة را دليل بر مدعاى خود قرار داده و بصدر اينمقاله نحاة نظر و توجه نكرده تا دريابد منظور ايشان آنست كه ابتداء جمله حاليه نبايد علامت استقبال داشته باشد نه عامل در آن . شرح فارسى : توضيح قوله : لما سبق من مذهبه : يعنى مذهب و مرام سكاكى .