سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

351

توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى)

قوله : قدم للتخصيص : يعنى تقديم [ رجل ] بر [ عرف ] با اينكه چون بدل از ضمير در آن است بايد مؤخّر بيايد صرفا بخاطر تخصيص مىباشد و تخصيص مستدعى حصول تصديق مىباشد . قوله : ليس للتخصيص عنده : يعنى تقديم معرفه از نظر سكاكى بخاطر تخصيص نبوده بلكه به جهت اهتمام بوده و يا به منظور تقوّى مىباشد چه آنكه در صورت نكره يعنى در مثال [ رجل عرف ] هيچ سببى براى تقديم وجود ندارد مگر حصول تخصيص تا بدين ترتيب نكره واقع شدن مبتداء تصحيح گردد ولى در معرفه هيچ نيازى به آن نبوده لاجرم تقديمش يا به منظور تقوى بوده و يا به جهت اهتمام و پرواضح است كه اين دو مستلزم تصديق نبوده و در نتيجه بايد مثال مزبور صحيح باشد . قوله : مع انّه قبيح باجماع النّحاة : ضمير در [ انّه ] به مثال : هل زيد عرف راجع است . قوله : و فيه نظر : ضمير در [ فيه ] به هذا اللزوم راجعست . قوله : لان ما ذكره من اللزوم : ضمير فاعلى در [ ما ذكره ] بمصنف راجعست . قوله : لعلّة اخرى : مثل اينكه بگوئيم [ هل ] در اصل به معناى [ قد ] بوده و [ قد ] اختصاص بفعل دارد لذا [ هل ] هم كه به معناى آن است بايد بر سر فعل درآيد و دخولش بر سر فعل دلالت مىكند براينكه سئوال و طلب از فعل است در حالى كه فعل مورد تصديق و اعتراف مى باشد در نتيجه [ هل ] در اين مثال براى طلب حاصل آمده كه آن ممتنع است . قوله : و ترك الهمزه قبلها : يعنى قبل [ هل ] .