سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

598

تفصيل الفصول في شرح معالم الأصول (فارسى)

الف : تبادر ب : دلالت برخى از آيات . امّا تبادر : مقصود اينست كه وقتى صيغه نهى بدون قرينه اطلاق مىشود عرف مردم از آن حرمت مىفهمند و در استفاده تحريم هيچ درنگ و توقّفى ندارند و از اين تبادر كشف مىشود كه حقيقت نهى از نظر عرف تحريم مىباشد حال اگر شكّ كنيم كه در لغت به معناى ديگر بوده و در عرف آن را به تحريم نقل داده‌اند اصالة عدم نقل آن از معناى لغوى به عرف مقتضى است كه در لغت نيز به همين معنا بوده و از آن نقل داده نشده است و بدين ترتيب ثابت مىشود كه صيغه نهى در لغت حقيقت در حرمت است . و امّا دلالت برخى از آيات : مقصود فرموده حقتعالى در آيه ( 7 ) سوره حشر مىباشد كه مىفرمايد : ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا . در اين آيه شريفه حضرت سبحان مردم را از آنچه حضرت نبوىّ صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نهى فرموده برحذر داشته و مىفرمايد مبادا آن را مرتكب شويد . پس فعل آن را حرام و مبغوض قرار داده است و مطلوب بدين‌وسيله ثابت مىشود . قوله : على نحو اختلافهم فى الامر : ضمير در « اختلافهم » به « النّاس » راجع است . قوله : و الحقّ انّها حقيقة فى التّحريم : ضمير در « انّها » به صيغه نهى راجع است . قوله : مجاز فى غيره : يعنى در غير تحريم . قوله : لانّها المتبادر منها فى العرف : ضمير در « لانّها » به حرمت و در « منها » به صيغه نهى راجع است .