سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

618

تفصيل الفصول في شرح معالم الأصول (فارسى)

مطلق است درحالىكه نهى از نماز و روزه نسبت به زن حائض مختصّ به خصوص زمان حيض است زيرا مقيّد به آن بوده و شامل غيرش نمىشود . مگر نمىبينى كه نهى از روزه و نماز در حيض شامل جميع اين مدّت مىشود . تفصيل حاصل جواب مرحوم مصنّف از استدلال اوّل آنست كه : بحث ما در موردى است كه صيغه نهى مطلق بوده و از هرگونه تقييدى به زمان و غير آن مجرّد باشد درحالىكه نهى از نماز و روزه اين‌طور نبوده بلكه مقيّد به خصوص زمان حيض مىباشد فلذا بر زن واجب است طول زمان حيض از انجام اين دو فعل احتراز نمايد . و حاصل كلام آنكه اگر نهى مطلق و غير مقيّد به زمان باشد دلالت بر استمرار و دوام مطلق دارد و در صورتى كه مقيّد به زمان بوده و آن را موقّت كنند دلالت بر استمرار ترك در طول وقت مزبور دارد پس در هر تقدير مدلول نهى ترك بطور دوام و استمرار مىباشد . قوله : كلامنا فى النّهى المطلق و ذلك مختصّ بوقت الحيض : مشار اليه « ذلك » نهى از نماز و روزه زن حائض مىباشد . قوله : لانّه مقيّد به : ضمير در « لانّه » به نهى و در « به » به وقت حيض عود مىكند . قوله : و لا يتناول غيره : ضمير در « غيره » به وقت حيض راجع است . قوله : انّه عامّ لجميع اوقات الحيض : ضمير در « انّه » به نهى از نماز و روزه راجع است . متن : و عن الثّانى انّ عدم الدّوام فى مثل قول الطّبيب انّما هو للقرينة