سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
616
تفصيل الفصول في شرح معالم الأصول (فارسى)
بدون ترديد ترك شرب و نخوردن گوشت دائمى و براى ابد نمىباشد بلكه تا زمانى است كه عارضه كسالت در مريض مىباشد . و بهر تقدير صيغه نهى هم در تكرار استعمال شده و هم در غير آن حال امر از سه حال خارج نيست : الف : بگوئيم مشترك لفظى بين اين دو معنى است . ب : قائل شويم كه در يكى حقيقت و در ديگرى مجاز مىباشد . ج : ملتزم شويم كه براى قدر مشترك بين اين دو وضع شده است . چون هريك از اشتراك لفظى و مجاز بر خلاف اصل مىباشند لاجرم شقّ سوّم كه مشترك معنوى يعنى قدر مشترك بين تكرار و عدم آن است متعيّن مىباشد . 3 - صيغه نهى را هم مىتوان مقيّد به « دوام » نمود و هم به نقيض آن مثلا مىتوان گفت : لا تشرب الخمر دائما و لا تأكل اللّحم فى الغد . و در هيچيك از دو مثال نه تكرار در معنا لازم آمده و نه تقييد لفظ به كلمهاى كه نقيض معنا باشد درحالىكه اگر نهى براى خصوص استمرار و تكرار وضع شده باشد تقييدش به قيد « دوام » موجب تكرار در معنا و تأكيد آن شده و در فرض تقييدش به قيد « فى الغد » يا نظير آن از قيودى كه بر خلاف تكرار مىباشند مستلزم تقييد نهى بلفظى كه نقيض معنايش است مىباشد و حال آنكه در هيچيك از دو مثال نه تكرار لازم مىآيد و نه نقض معنا و اين خود دليل روشنى است بر اينكه معناى نهى قدر مشترك بين تكرار و غير آن مىباشد . قوله : بانّه لو كان للدّوام : ضمير در « بانّه » و « كان » به نهى راجع است . قوله : لما انفكّ عنه : ضمير در « انفكّ » به دوام و در « عنه » به نهى