سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
615
تفصيل الفصول في شرح معالم الأصول (فارسى)
براى خلاف آن مىباشد . و چون اشتراك و مجاز هر دو بر خلاف اصل بوده پس بايد حقيقت در قدر مشترك بين تكرار و غير آن باشد . و نيز صحيح است نهى را به قيد « دوام » و نقيض آن مقيّد نمود و در هيچيك از اين دو تقييد نه تكرار لازم آمده و نه نقض پيش مىآيد پس بايد براى قدر مشترك بين اين دو وضع شده باشد . تفصيل كسانى كه نهى را براى قدر مشترك بين استمرار و عدم آن مىدانند بسه دليل متمسّك شدهاند كه ذيلا تشريح مىگردد : 1 - اگر نهى براى دوام و استمرار باشد نبايد از آن منفكّ گردد درحالىكه مىبينيم در بسيارى از موارد نهى بوده بدون اينكه دلالت بر دوام داشته باشد چنانچه زن حائض را از نماز و روزه نهى كردهاند ولى معذلك دائمى نيست پس از نفى دوام كشف مىكنيم كه حقيقت نهى غير از استمرار و دوام است . 2 - صيغه نهى هم در تكرار استعمال شده و هم در غير آن . از موارد تكرار فرموده حقتعالى در آيه ( 32 ) سوره ( اسراء ) است كه مىفرمايد : وَ لا تَقْرَبُوا الزِّنى ( هرگز نزديك به عمل فحشاء نشويد ) . قطعا نهى در اين آيه بر تكرار و دوام دلالت مىكند فلذا اگر كسى براى مدّتى عمل زناء را ترك كرد و سپس به آن اقدام نمود غير مطيع بوده و مورد مؤاخذه و عقاب واقع مىشود . و از موارد عدم تكرار گفته طبيب به مريض است كه مىگويد : لا تشرب اللّبن و لا تأكل اللّحم ( شير نياشام و گوشت مخور ) .