سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

6

تفصيل الفصول في شرح معالم الأصول (فارسى)

بسبب كمال ذات و برائت كنهش از هرگونه نقص و ظلمتى از شباهت با مخلوقات منزّه و دور مىباشد فلذا اهل توصيف و سخن‌سرايان هرگز بتوصيف ذاتش نائل نيامده‌اند . نعمت‌هايش در حدّ كمال و اعلى مراتب بوده از اين جهت محسن بلكه كامل الاحسان مىباشد و بخاطر همين است كه احصاءكنندگان از شمارش نعمت‌هايش ناتوان مىباشند . بسبب اعطاء عطاياى عظيمش متطوّل يعنى كامل الاعطاء بوده لاجرم شاكرين و حامدين فواضلش از قيام به وظيفه شكرش درمانده‌اند . قديم و ابدى است قهرا غير از حضرتش احدى ازلى نمىباشد . دائم و سرمدى بوده لاجرم جميع ما سوايش زائل و فانى هستند . تفصيل شرح خطبه كتاب قوله : الحمد للّه : كلمه « الف و لام » على التّحقيق به معناى جنس بوده و « لام » داخل بر « اللّه » براى افاده اختصاص مىباشد چه آنكه در محلّش مقرّر است لام وقتى بين اسم معنا و ذات واقع گردد مفيد معناى اختصاص است و چون « حمد » اسم معنى بوده و « اللّه » اسم ذات مىباشد ازاين‌رو لام را به معناى اختصاص بايد دانست . قوله : المتعالى : به صيغه اسم فاعل يعنى مرتفع . قوله : فى عزّ جلاله : كلمه « فى » به معناى سببيّت است چنانچه در آيه شريفه 32 از سوره يوسف كه مىفرمايد : فَذلِكُنَّ الَّذِي لُمْتُنَّنِي فِيهِ به همين معنا آمده است . و كلمه « عزّ » بكسر عين و تشديد زاء مصدر است از باب ضرب ، يضرب به معناى ارجمند بودن و لفظ « جلال » بر وزن « سلام » مصدر است از