سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

8

تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى)

امكان خود به دو معنا بين ارباب فنّ مورد اصطلاح قرار گرفته : الف : امكان ثبوتى . ب : امكان وقوعى . امكان ثبوتى در مقابل امتناع و استحاله است مثلا وقتى مىگويند : ممكنست انسانى در خارج وجود يابد كه داراى سه سر باشد ، معناى اين عبارت آن نيست كه در خارج چنين انسانى حتما تحقّق دارد بلكه مقصود آنست كه وجود چنين موجودى مستحيل نمىباشد بلكه بحسب واقع وجود و عدمش باهم مساويند . و از اين قسم امكان به عالم تصور نيز نام مىبرند . امكان وقوعى : آنست كه شىء مورد حكم در خارج تحقّق يافته و وجود داشته باشد مثلا وقتى مىگويند : زيد عادل است ، منظور آنست كه علاوه بر عدم استحاله عدالت در وى اصلا در خارج اين صفت براى او ثابت و موجود مىباشد . و از اين قسم امكان به عالم اثبات و كشف تصديقى نيز اسم مىبرند . با توجّه به اين مقدمه كوتاه مىگوئيم : از جمله آداب و رسومى كه بين حضرات اهل استدلال مرسوم و رائج است اينكه موضوع مورد سخن را در دو مقام مورد بحث قرار مىدهند ابتداء از اصل امكان ثبوتى آن صحبت مىكنند چه آنكه مستحيلات عقلى شايسته آن نيستند كه مورد صحبت و كلام واقع شده و عمر شريف را صرف آن و در حول‌وحوشش بىمصرف گذرانده و تباه كنند ازاين‌رو ابتداء و در به دو امر وقتى موضوع سخن را مشخّص نمودند كه ثبوتا ممكنست تحقّق و وجود داشته باشد آنگاه بمقام دوّم كه عالم وقوع و اثبات است مىپردازند بنابراين چنين مستدلّى ممكنست در مقابلش دو گروه از مخالفين قرار گرفته باشند : 1 - كسانى كه اصل ثبوت و امكان ذاتى شىء را منكر باشند . 2 - افرادى كه ثبوت و امكان ذاتى را قبول داشته ولى وقوع آن در خارج را منكر مىباشند . ازاين‌رو مرحوم مصنّف نيز همچون مشهور از مستدلّين و حجّت بودن ظنّ در