سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

17

تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى)

نمايد و آنها را به واسطه اكاذيب فريفته و معتقد به خود كند بعنوان رسول و فرستاده خداوند در بين آنها احترام و مقامى كاذب تحصيل كرده و براى چند صباحى به رياست بر مردم دست مىيابد و چون در اين وادى مخوف و خطرناك غالب نفوس مقهور هواء و شهوات و ميول باطنى بوده لاجرم زمينه بسيار قابلى براى جعل دروغ و استناد آن به حضرت خالق جلّ و علا وجود دارد ازاين‌رو جا دارد كه تمام ادلّه قطعيّه عقلى و نقلى بالاتّفاق جهت پيش‌گيرى از فساد عظيمى كه در اين طريق وجود دارد بسيج شده و تمام دلالت كنند كه جز دليل علمى و قطعى بامر ديگرى نمىتوان اعتماد كرد . ولى در تعبّد باخبار از نبىّ صلّى اللّه عليه و آله و سلّم چون چنين داعى وجود ندارد و بفرض وجود به آن حدّى نيست كه اگر كسى جعل اكاذيب نموده و آن را استناد به حضرتش دهد مورد استقبال واقع گردد لاجرم آن اهتمامى كه در دفع از عمل بخبر واحد ظنّى نسبت بمقام سابق الذّكر بود در اينجا وجود ندارد فلذا اين دو مقام را نمىتوان به وسيله قياس و تشبيه در عرض هم قرار داد . سپس مىفرماين : به فرضى كه قياس و تشبيه مزبور صحيح و بجا باشد در صورتى تمسّك به آن صحيح است كه قائلين به حجّيّت خبر واحد و عاملين به آن اصول و فروع دينى را تماما به آن اثبات كنند و بطور كلّى اصل دين را برآن استوار و مبتنى نمايند درحالىكه چنين نيست چه آنكه نسبت باصول دين به غير از ادلّه قطعيّه بدليل ديگرى اعتماد و استناد نجسته و در فروع نيز كلّيّه آنها را بر ادلّه جزمى و يقينى بناء كرده و به آنها تمسّك جسته‌اند منتهى چون بسيارى از اين ادلّه در فروع و مسائل فقهى به واسطه مغرضين و ظالمين به دين و شريعت پنهان و از انظار مختفى شده ازاين‌رو حضرات براى دست‌يابى به آنها طريقى جز عمل كردن بقول ثقه آن هم با شرائط خاصّى كه در محلّش مقرّر است و ان‌شاءالله خواهد آمد نيافته‌اند لذا فرموده‌اند مىتوان خبر شخص موثّق را به منظور تحصيل فرموده رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و حضرات ائمّه طاهرين مورد تعبّد و عمل قرار داد . قوله : عن دليله الاوّل : ضمير مجرورى در « دليله » به ابن قبه ( ره ) راجعست . قوله : انّما هو فيما اذا بنى الخ : ضمير « هو » به عدم الجواز راجعست . قوله : لكن عرض اختفائها : ضمير « اختفائها » به ادلّه قطعيّه عود مىكند .