سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
66
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى)
« فعلت » بكسر تاء . سپس مصنّف گويد : يكى ديگر از علائم فعل تائى است كه در كلمه « اتت » مىباشد . شارح گويد : مقصود تاء تأنيث ساكنه است كه صرفا در فعل آن هم در خصوص فعل ماضى مىباشد مانند : و من توضّاء يوم الجمعة فبها و نعمت . ضمائر در « فبها » و « نعمت » به سنّت وضوء راجع مىباشند و تقدير كلام چنين است : و من توضّاء يوم الجمعة فعمل بهذه السّنّة و نعمت . يعنى : و كسى كه در روز جمعه وضوء گرفته و به اين سنّت عمل نمايد و حال آنكه نيكو سنّتى است الخ . شاهد در « تاء » در « نعمت » بوده كه تاء تأنيث ساكنه مىباشد . ناگفته نماند : قيد « ساكنه » را آورديم تا تاء متحرّكى را كه به اسماء ملحق مىشود همچون تاء در « ضاربة » و آنچه به برخى از حروف وصل شده نظير « تاء » متحرّكى كه به « لا » و « ربّ » متّصل شده و « لات » و « ربّة » گفته مىشود و همچنين تاء متحرّك ملحق به برخى از اسماء اشاره مانند « ثمّ » كه « ثمّة » خوانده مىگردد خارج شود . امّا خارج شدن « ضاربة » بخاطر آنست كه تاء در آن حركات اعرابى را قبول نموده و هيچگاه ساكن نميباشد فلذا در حالات سهگانه گفته مىشود : جائتنى ضاربة ( حالت رفع ) . رأيت ضاربة ( حالت نصب ) . مررت بضاربة ( حالت جرّ ) . و امّا خروج ديگر كلمات جهتش آنست كه اگرچه اينكلمات مبنى بوده و آخرشان مانند « ضاربة » تغيير نمىكند ولى تاء ملحق به آنها ساكن نبوده و مبنى