سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

62

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى)

علامت براى اسم قرار داد . 2 - ايّاك و اللّو . شاهد در « اللّو » است كه حرف يعنى « لو شرطيّه » الف و لام پذيرفته و بدين‌ترتيب معلوم مىشود كه الف و لام از مختصّات اسم نيست . 3 - يا ليتنا نردّ . شاهد در « ليت » است كه حرف بوده ولى معذلك منادى قرار گرفته از اينرو نبايد منادى واقع شدن را علامت و از مختصّات اسم دانست . 4 - و تسمع بالمعيدى خير من ان تراه . شاهد در « تسمع » است كه فعل بوده ولى در عين حال مسند اليه قرار گرفته و « خير » مسند و خبر براى آن است لذا مسند اليه بودن مختصّ به اسم نبوده و فعل نيز قابل براى آن مىباشد . شارح گويد : وجود اين علائم در غير اسم مضرّ نبوده و از امثله مذكور مىتوان جواب داد چه آنكه كلمه « لو » در دو مثال اوّل و دوّم اسم مىباشد . و در مثال سوّم منادى حذف شده و تقدير آن « يا قوم ليتنا نردّ » مىباشد و در مثال اخير كلمه « ان » مقدّره با فعل بمصدر تأويل برده شده و مبتداء قرار مىگيرد و تقدير كلام چنين است : و سماعك خير . و بدين‌ترتيب اشكالات وارده دفع شده و به علامت بودن امور مذكور براى اسم خللى وارد نمىگردد . قوله : و لا يقدح فى ذلك : مشار اليه « ذلك » حصول امتياز براى اسم بواسطه امور مذكور مىباشد . قوله : الام على لوّ و ان كنت عالما الخ : كلمه « الام » به صيغه مجهول و از « لوم » به معناى سرزنش مشتقّ است . و لفظ « لو » بتشديد « واو » اسم است براى لو شرطيّه و معنايش « گفتن