سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

63

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى)

لو » مىباشد . و كلمه « ان » شرطيّه بوده و جمله « كنت عالما باذناب لوّ » شرط و جمله « لم تفتنى اوائله » جواب آن مىباشد . و « اذناب » بفتح « همزه » جمع « ذنب » بفتح ذال و نون به معناى عاقبت و دنباله مىباشد . و كلمه « تفتنى » فعل مضارع معلوم و مشتقّ از « فوت » به معناى رفتن و زائل شدن مىباشد . و ضمير در « اوائله » به « لو » عود مىكند . ترجمه : برلو گفتن ملامت و سرزنش مىشوم و اگر برعاقبت و سرانجام آن مطّلع مىبودم هرگز ابتداء و اوائلش از من فوت نمىگرديد يعنى ابتداء آرزو نمىكردم تا اين آرزو بىفرجام و بدون نتيجه بماند . قوله : و تسمع بالمعيدى خير من ان تراه : مرحوم ابو طالب در حاشيه ميفرمايد : كلمه « المعيدى » تصغير « معيدى » بضمّ ميم و تشديد دال و ياء منسوب بوده كه به معد بن عدنان يعنى يكى از اجداد پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم انتساب دارد و دال اينكلمه در وقت تصغير مخفّف قرائت مىشود و سپس اينكلمه را علم براى شاعرى قرار داده‌اند و در ذيل اين مصراع اينطور نقل شده كه : مردى اوصاف « معيدى » را شنيد و راغب شد وى را ببيند لذا از وطنش خارج شده و طىّ مسافت و قطع مراحل نمود و مشاقّ و متاعب زيادى را تحمّل كرد تا خود را بوى رسانيد و در مجلسى كه او را ملاقات كرد از او شعرى غير موزون شنيد كه موجب دلتنگى وى شده و اعتقادش نسبت به او سلب گرديد لذا گفت : تسمع بالمعيدى الخ يعنى شنيدن معيدى بهتر از ديدنش مىباشد . قوله : لجعل لو الخ : علّت است براى « لا يقدح » . قوله : و حذف ان المنسبك مع الفعل بالمصدر : كلمه « المنسبك » صفت است