سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

407

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى)

خبر مأوّل بمشتقّ نظير : هذا اسد كه اسد در تأويل « شجاع » كه صفت مشبّهه است بوده قهرا ضمير در آن قابل استتار مىباشد . و در تفسير « مستكن » مىگويد : اينكلمه يعنى مستتر پس منظور مصنّف آنست كه در خبر مشتقّ مفرد ضمير مستتر مىباشد . ناگفته نماند كه اينحكم در وقتى است كه خبر مشتقّ واجد دو شرط باشد : الف : آنكه اسم ظاهر را رفع نداده باشد مانند مثال مزبور زيرا در صورت رفع اسم ظاهر ديگر در آن ضمير مستتر نمىباشد مانند : زيد ضارب ابوه كه در « ضارب » ضمير نبوده بلكه « ابوه » فاعل آن مىباشد . ب : آنكه خبر مشتقّ مزبور بركسيكه براى آن آورده شده جارى شده باشد مانند : زيد ضارب . چه آنكه « ضارب » را براى « زيد » آورده و قصد اخبار از اين صفت و خصوصيّتى است كه در وى مىباشد لذا در « ضارب » حتما ضميرى است كه به « زيد » راجع است . و اگر خبر مشتقّ اينچنين نبوده و پس از مبتدائى كه ذكر شده معنايش براى آن نباشد در اينجا حكم عليحدّه دارد كه مصنّف در بيت بعدى به آن اشاره نموه است . قوله : و المراد به : ضمير در « به » به جامد راجع است . قوله : ما ليس صفة بتضمّن معنى فعل و حروفه : كلمه « يتضمّن » صفت است براى « صفة » و ضمير در آن به صفة راجع بوده و ضمير در « حروفه » به فعل عائد است . قوله : او ما هو بمعناه : يعنى آنچه در معناى فعل است همچون اسم فاعل و اسم مفعول و اشباه ايندو . قوله : الى انّه يتحمّله : ضمير در « انّه » به خبر جامد راجع بوده و ضمير