سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

341

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى)

علّتى كه شارح براى بناء برضمّ آورد پس از فراغت از معرب بودن اىّ در حالت دوّم بوده و اعرابش در اينحال را مفروغ غنه و مسلّم فرض كرده است لذا اشكال يادشده ديگر بوى متوجّه نمىگردد . و بهرصورت شارح گويد : مثال بناء اىّ برضمّ در حالت چهارم آيه شريفه ( 69 ) از سوره مريم است كه مىفرمايد : ثمّ لننزعنّ من كلّ شيعة ايّهم اشدّ على الرّحمن عتيّا . يعنى : سپس هركه را كه سركشى و نافرمانيش بيشتر باشد يك‌يك از هرفرقه بيرون مىآوريم . شاهد در « ايّهم » است كه مفعول « لننزعنّ » بوده و معذلك طبق قرائت جمهور مبنى برضمّ شده زيرا اضافه شده و صدر و صله‌اش كه « هو » باشد حذف گرديده . قوله : بان كانت مضافة : ضمير در « كانت » به « اىّ » راجع است . قوله : و صدر صلتها : يعنى صله اىّ . قوله : قيل لتأكيد مشابهتها : يعنى مشابهة اىّ . قوله : من حيث افتقارها الى ذلك المحذوف : ضمير در « افتقارها » به اىّ راجع مىباشد . قوله : فيلزم عليها بنائها فيها : ضمير در « عليها » به هذه العلّة راجع بوده و ضمير در « بنائها » به اىّ و در « فيها » به حالة ثانيه عود مىنمايد . قوله : على انّ بعضهم : كلمه « على » يعنى علاوه براين و از اين گذشته و ضمير در « بعضهم » به نحاة راجع است . قوله : قال به قياسا : ضمير در « به » به بناء اىّ در حالت دوّم راجع است و مقصود از « قياسا » اينستكه حالت دوّم را به صورت چهارم قياس و تشبيه كرده‌اند . قوله : نقله الرّضى : ضمير مفعولى در « نقله » به قائل شدن برخى به بناء اىّ