سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

340

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى)

آنكه طبق نقلى كه از مرحوم رضى ( نجم الأئمّه ) شده بعضى صورت دوّم را به فرض چهارم قياس و تشبيه نموده و به مبنى بودن آن در هردو حالت معتقد شده‌اند و اين نقل كلام مصنّف در كتاب كافيه را ردّ مىنمايد چه آنكه وى در كتاب مذكور گفته است : اتّفاقى ارباب ادب است كه « اىّ » در صورت دوّم معرب مىباشد . و چنانچه ذكر شد برخى آن را در اينحال مبنى دانسته‌اند و اين خود كلام مصنّف را ردّ و نفى مىكند . بناء برضمّ و مثال اىّ در حالت بناء شارح گويد : در صورت چهارم كه « اىّ » مبنى مىشود بنائش برضمّه است و وجه آن اينستكه در اينحال به قبل و بعد شباهت پيدا مىكند چه آنكه از ايندو كلمه ( يعنى قبل و بعد ) در حال بناء برضمّ مضاف اليه كه مبيّن آنها مىباشد محذوف شده و عينا از « اىّ » نيز در حالت چهارم مبيّنش يعنى صدر صله حذف گرديده لاجرم به يكديگر شباهت داشته و همانطوريكه دو كلمه مذكور مبنى برضمّ هستند « اىّ » نيز مىبايد به همان حركت مبنى گردد . مؤلّف گويد : عين همان اشكاليكه شارح به مستدلّ بروجه بناء « اىّ » وارد كرد و اظهار نمود علّت مذكور در حالت دوّم نيز وجود دارد پس طبق آن لازم است اىّ در حالت دوّم نيز مبنى گردد به خود ايشان متوجّه شده و مىگوئيم اگر علّت بناء برضمّ در حالت چهارم امرى باشد كه ذكر گرديد اين علّت در صورت دوّم نيز موجود است زيرا در اين صورت صدر صله « اىّ » كه مبيّن آنست حذف شده پس بايد در اينحال نيز اىّ مبنى برضمّ بشود و حال آنكه خود شارح به آن قائل نيست . ولى ممكنست در مقام دفاع از شارح گفته شود :