سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
269
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى)
استعمال نشده باشد . قول دوّم : آنكه بعلمى مرتجل گويند كه پيش از علميّت در معناى ديگر استعمال شده ولى از نظر ما مجهول است يعنى نمىدانيم كه در چه استعمال مىشده و از چه معنائى به علميّت انتقال داده شده است . و بهرتقدير مثال علم مرتجل مانند : سعاد كه علم است براى زنى و ادد كه براى مردى علم قرار داده شده است . علم بالغلبة : آنست كه نه منقول بوده و نه مرتجل . ابو حيّان در كتاب ارتشاف در تفسير آن چنين آورده : علم بالغلبة : آنست كه هم در علم و هم در غير آن به كار رود ولى استعمالش در علميّت غالب باشد . قوله : بعد استعماله فى غيرها : ضمير در « استعماله » به علم و در « غيرها » به علميّت راجع است . قوله : من مصدر : متعلّق است به « منقول » . قوله : لم يسبق له استعمال فى غير العلميّة : ضمير در « له » به علم راجع است . متن : « 77 » و جملة و ما بمزج ركّبا * ذا ان بغيرويه تمّ اعربا تجزيه و تركيب و : عاطفه . جملة : مبتداء و خبرش محذوف بوده و تقدير كلام چنين است : و منه جمله ، و اينجمله اسميّه معطوف است به جمله و منه منقول . و : عاطفه . ما : موصوله ، مبتداء و خبرش محذوف است كه « منه » باشد .