سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
247
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى)
شارح گويد : مقصود از بقيّه حروف : انّ ، انّ ، كانّ و لكنّ مىباشد چه آنكه الحاق و عدم الحاق نون در اينها متساوى است ، قيس بن ملوح كه همان مجنون معروف است در بيتى اينطور گفته : و انّى على ليلى لزار و انّنى * على ذاك فيما بيننا مستديمها يعنى : هرآينه من برليلى عتابكننده بوده و براين امر ادامه خواهم داد . شاهد در « انّ » و « انّنى » است كه اوّلى بدون نون وقايه آمده و دوّمى همراه آن ذكر گرديده است و هردو باهم متساوى هستند . فرّاء نحوى گويد : اختيار من آنست كه به اين حروف نون ملحق نشود . مصنّف گويد : برخى از گذشتگان به جهت اضطرار و ضرورت دو كلمه « منّى » و « عنّى » را با تخفيف خواندهاند . شارح گويد : مقصود بعضى از شعراى ماضى بوده كه در اشعارشان چنين كردهاند از جمله گوينده بيت ذيل است كه گفته : ايّها السّائل عنهم و عني * لست من قيس و لا قيس منى اى كسى كه از ايشان و از من سؤال مىكنى نه من از قبيله قيس بوده و نه ايشان از طائفه من مىباشند . شاهد در « عنى » و « منى » است كه با تخفيف مىباشند . ولى مختار ما در ايندو حرف آنست كه نون را به آنها الحاق بايد نمود چنانچه در امثله و شواهد بسيارى اينطور ديده شده است . و اين بيت را مىتوان اينطور تضعيف نمود كه :