سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
195
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى)
شارح گويد : معرفه شش قسم است كه مصنّف با ذكر مثال به آنها اشاره نموده و آن شش تا عبارتند از : 1 - ضمير مانند : هم ( ايشان ) . 2 - اسم اشاره مثل : ذى ( اين ) اشاره به زن . 3 - علم همچون : هند ( نام زن معيّنى است ) . 4 - مضاف به معرفه نظير : ابنى ( كلمه « ابن » كه نكره است به ضمير يعنى « يا » اضافه شده و معرفه گرديده ) يعنى پسرم . 5 - نكرهاى كه آراسته با الف و لام باشد يعنى برسرش ال داخل شده مانند : الغلام . 6 - موصول مانند : الّذىّ . مصنّف در شرح كافيه مناداى مقصود را نيز به آنها اضافه كرده نظير : يا رجل كه گوينده از « رجل » شخص منظور و مطلوبى را قصد كرده باشد . ولى در كتاب تسهيل گفته است تعريف منادى بواسطه اشاره و مواجهه شدن منادى ( به صيغه اسم فاعل ) با منادى ( به صيغه اسم مفعول ) مىباشد و اين مطلب را نيز از نصّ و تصريح سيبويه نقل كرده يعنى گفته سيبويه به اين معنا تصريح نموده است . ابن كيسان نحوى دو كلمه « من » و « ما » استفهاميّه را به تعداد معارف افزوده است چنانچه ابن خروف لفظ « ما » در مثال دقّقته دقّانعمّا را به آنها اضافه كرده است . مؤلّف گويد : لفظ « ما » در « نعمّا » همان است كه ابن هشام در مغنى از آن به ماء اسميّه معرفه تامّه خاصّه ياد كرده است . قوله : اى غير ما ذكر : مقصود از « ما ذكر » دو قسم نكره مىباشد .