سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

189

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى)

است . شارح گويد : مضارعى كه آخرش الف باشد مانند « يرضى » . و فعل مضارعى كه آخرش واو باشد مثل « يغزو » . و آنچه آخرش ياء باشد نظير « يرمى » . اين سه فعل از نظر نحاة معتلّ نام دارند . حكم افعال سه‌گانه از نظر اعراب سپس مصنّف گويد : حكم مضارعى كه آخرش الف مىباشد اينستكه : غير جزمش در نيّت مىباشد . شارح گويد : مقصود از « غير جزم » رفع و نصب است و وجه تقدير ايندو آنست كه تحريك الف متعذّر و غير ممكنست . و امّا مثال ايندو مانند : زيد يخشى شاهد در « يخشى » است كه رفعش در تقدير مىباشد . و مانند : زيد لن يرضى شاهد در « يرضى » بوده كه نصبش مقدّر است . مصنّف گويد : مضارعى كه آخرش « واو » بوده همچون « يدعو » يا ياء باشد نظير « يرمى » نصبش را ظاهر نما . شارح گويد : وجه ظهور نصب در ايندو فعل همان است كه قبلا گفته شد يعنى فتحه خفيف بوده و از ظهورش برواو و ياء محذورى لازم نمىآيد مانند لن يدعو ( مثال براى ظهور نصب برواو ) و لن يرمى ( مثال است براى ظهور نصب برياء ) .