سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

87

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)

حكم رفيق عروس كه به دست زوج كشته شده باشد اوّلا دخول مرد اجنبى در سراى ديگرى صرفا بخاطر زنا معلوم نيست باشد بلكه اعمّ از آن است . ثانيا قبول نداريم كسى را كه قصد زنا نموده بتوان كشت اعمّ از آنكه مرتكب فعل نيز شده يا به همان قصد فعل اكتفاء نموده . و امّا حكم مذكور در روايت : بايد بگوئيم : روايت سندش ضعيف است مضافا به اينكه مورد آن شخصى و حكم وارد در آن به اصطلاح ارباب اصطلاح از باب [ قضيّة فى واقعة ] بوده و بملاحظه آنكه با اصول و قواعد علماء اماميّه مخالفست لاجرم نمىتوان بتعدّى و سرايت آن بموارد ديگر قائل شد و شايد امام عليه السلام بواسطه علمشان بموجب حكم اينطور فرموده باشند يعنى حضرت چون مىدانستند رفيق نيّت زنا داشته و علاوه بر آن مرتكب آن هم شده از اينرو مطابق با واقع حكم فرمودند كه شوهر مىتواند رفيق را بكشد . قوله : و عنه عليه السلام بالطريق السّابق الخ : اين روايت را مرحوم كلينى در كتاب كافى شريف طبع جديد ج ( 7 ) ص ( 293 ) به اين شرح نقل فرموده : از عبد اللّه بن طلحه قال : قلت : رجل تزوّج امرأة ، فلمّا كان ليلة البناء عمدت المرأة الى رجل صديق لها فادخلته الحجلة ، فلمّا دخل الرّجل يباضع اهله ثار الصّديق فاقتتلا فى البيت ، فقتل الزّوج الصّديق و قامت المرأة ، فضربت الزوج ضربة فقتلته بالصديق ؟ فقال : تضمن المرأة دية الصّديق و يقتل بالزّوج . قوله : قتل الزّوج لمّا وجده عندها : ضمير منصوبى در [ قتله ] به