سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
444
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
في العقل كالإرث ثم مع عدمهم أجمع فعلى ضامن الجريرة إن كان هناك ضامن ثم مع عدمه ، أو فقره فالضامن الإمام من بيت المال شرح فارسى : مرحوم مصنف مىفرماين : و در صورتى كه قاتل اقربائى نداشته باشد عاقله او معتق وى مىباشد و در صورت نبودن معتق ضامن جريره عاقلهاش محسوب مىگردد و اگر ضامن جريره نيز نداشت امام عليه السلام ديه او را ميپردازد . شارح ( ره ) مىفرماين : مقصود اينست كه اگر اقربائى كه حكم به دخولشان در عقل مىشود وجود نداشتند معتق جانى بايد ديه او را بپردازد يعنى اگر زمانى جانى عبد بوده و مولايش او را آزاد كرده باشد مولاى مزبور مكلّف است كه ديه يادشده را بپردازد اگر معتق وجود نداشت يعنى از دنيا رفته بود عصبههاى معتق ديه را بايد بدهند و بفرضى كه عصبهها نيز در قيد حيات نباشند نوبت به معتق معتق ميرسد و اگر وى نيز زنده نباشد عصبههاى معتق معتق مكلّف به آن هستند و در صورت فقدان ايشان نيز معتق پدر معتق بايد آن را به عهده بگيرد و پس از آن نوبت بعصبههاى معتق پدر مىرسد به همان ترتيبى كه در مبحث ميراث معنون مىباشد . لازم بتذكر است كه پسر و پدر معتق در اين حكم داخل نبوده اگرچه پدر بالا رفته يا اولاد پائين بيايند البته در دخول و عدم دخول ايشان همان خلافى است كه در دخول و عدم دخول پدر و پسر خود جانى وجود دارد . سپس شارح ( ره ) مىفرماين :